آیا پس از طلاق زوج یا زوجه می توانند نام یکدیگر را از شناسنامه خود حذف نمایند ؟
در ماده 33 قانون ثبت احوال مصوب سال 1355 مقرر شده است كه: «در المثناي شناسنامه مرد يا زن آخرين نكاح و طلاق يا بذل مدت و در صورت تعدد زوجات آن تعداد ازدواج كه به قوت خود باقي است، منعكس خواهد شد. ازدواج و طلاق غيرمدخوله در المثناي شناسانامه درج نخواهد شد»
مردی همسر خویش را طلاق رجعی داده و سپس در اثبات رجوع بین طرفین اختلاف پیش می آید ، تکلیف قضیه چیست؟
به استحضار میرساند عمل رجوع حتی با لفظ و اشاره نیز تحقق پیدا می کند ولی با توجه به قوانین حاکم و اینکه ثبت رجوع طبق مقررات الزامی است و اصل در عدم رجوع است ، هر یک از طرفین که خلاف اصل را اظهار می نمایند مدعی محسوب و باید ادعای خود را به اثبات برسانند و صرف ادعا کافی به مقصود نمی باشد .
در غیبت زوج برای ثبت طلاق آیا ارائه شناسنامه زوج از ناحیه زوجه ضرورت دارد ؟
به استحضار می رساند زوجه مکلف به ارائه سند سجلی زوج نیست ، چون دفترخانه صادرکننده سند ازدواج مشخصات مندرج در سند ازدواج را از روی شناسنامه ارائه شده از ناحیه زوج تنظیم کرده است لذا در شرایط غیبت زوج ، مسئول دفتر طلاق باید با توجه به مشخصات مندرج در دادنامه و عقدنامه ، واقعه طلاق را ثبت نماید .
چنانچه خواهان خواسته خود را که مثلاً پانصد سکه طلا بوده به مبلغ شصت میلیون ریال تقویم کرده باشد آیا می‌تواند صدور قرار تامین خواسته را همان پانصد سکه طلا بخواهد؟
برابر مواد 108 به بعد قانون آيين دادرسي دادگاه‌ها در امور مدني لزومي براي تقويم جداگانه تامين خواسته وجود ندارد و هزينه معيني برابر با دعاوي غيرمالي براي آن مقرر شده است. پس از صدور قرار تامين خواسته اگر توقيف عين خواسته ممكن نباشد طبق ذيل ماده 108 قانون آيين دادرسي مدني معادل قيمت خواسته از ساير اموال خوانده توقيف مي‌شود در اين مورد ارزيابي خواسته براي توقيف معادل بر اساس ماده 126 قانون مزبور ناظر به ماده 46 قانون اجراي احكام مدني، با دادگاه مي‌باشد. بنابراين تقويمي كه ذينفع براي اقامه اصل دعوا اعلام نموده است نيز در توقيف معادل خواسته ملاك عمل دادگاه نمي‌باشد.
با توجه به تصویب قانون جدید حمایت از خانواده ، اگر زوجه مهریه اش را از طریق اجرای ثبت اقدام نماید تکلیف چیست ؟ آیا به صرف معرفی مال متناسب با دین ملائت زوج محرز می گردد ؟
عده‌اي از حقوقدانان بر اين اعتقادند كه تشخيص ملائت امري قضايي است و احتياج به رسيدگي قضايي دارد بنابراين اداره ثبت نبايد نسبت به صدور اجراييه اقدام نمايد و ليكن به نظر مي‌رسد ذينفع مي‌تواند در صورت ادعاي عدم ملائت و اعسار نسبت به تقديم دادخواست توقف و يا ابطال عمليات اجرايي اقدام نمايد، زيرا كه وجود اموال متعلق به زوج،‌ دليلي بر ملائت وي بوده و احراز مجدد آن توسط دادگاه امري غيرضروري و زايد تلقي شده و موجبات تشكيل پرونده‌هاي فراواني را در سيستم قضايي فراهم مي‌كند كه اين امر با روح كلي حاكم بر قانون حمايت از خانواده در تضاد است. در راي وحدت رويه شماره 723- 27/10/90 هيات عمومي ديوان عالي كشور نيز تقسيط وجه سند لازم‌الاجرا از سوي اداره ثبت منوط به اثبات اعسار مديون از پرداخت دفعتاً واحده آن در دادگاه صالح شده است.
 
در صورتی که زوجین در نکاح منقطع اختلاف پیدا نمایند ، آیا با وجود شرایط مربوط به عسر و حرج در زوجه منقطعه ( مثلا معتاد بودن زوج یا محبوس بودن وی و عدم انجام تکالیف یا عدم امنیت جانی زوجه و ... ) زوجه می تواند دادخواست طلاق تقدیم دادگاه نماید یا خیر؟ در صورت منفی بودن پاسخ تکلیف زوجه چه خواهد بود ؟
طلاق و فسخ مخصوص عقد دايم است و قابل سرايت به عقد موقت نيست در صورتي كه زوجين نكاح منقطع اختلاف پيدا نمايند با وجود شرايط مربوط به عسر و حرج زوجه منقطعه (مثل اعتياد، در حبس بودن، رها نمودن زوجه و...) زوجه نمي‌تواند دادخواست طلاق تقديم دادگاه نمايد زيرا كه طلاق مخصوص عقد دايم است و خواسته زوجه در اين موارد الزام زوج به بذل مدت مي‌باشد.
پس از اخذ گواهی عدم امکان سازش در طلاق توافقی چه موقع می توان به دفترخانه طلاق مراجعه کرد ؟
اصحاب دعوي مي‌توانند حق تجديدنظر خواهي خود را وفق ماده 333 قانون آيين دادرسي مدني و نيز حق فرجام‌خواهي خود را وفق بند 4 ماده 369 همين قانون از خود ساقط نمايند و در اين حالت شروع مهلت 3ماهه اجراي صيغه طلاق و ثبت آن از اين تاريخ (قطعيت دادنامه) محسوب مي‌گردد.
انواع طلاق در قانون مدنی به چه صورت است و چه موقع طلاق بائن است و چه موقع رجعی و تکلیف زوجین در این موارد چیست ؟
جهت دریافت پاسخ سئوال فوق به طلاق در رویه قضائی مراجعه نمائید .
اگر مرد یا زن تقاضای طلاق از همسرش را بنماید و ثابت نباشد که زوجه مدخوله است یا غیر مدخوله و پرده بکارت نیز از نوع ارتجاعی بوده باشد که نتوان دخول یا عدم دخول را ثابت کرد ، اثبات این امر با مرد است یا با زن ؟
به استحضار می رساند به موجب ماده 1082 قانون مدنی ، به مجرد عقد نکاح زن مالک مهر می شود . از طرفی اقتضای عقد ازدواج با رفتن زن به خانه شوهر ، نزدیکی و دخول است . در خصوص سوال طرح شده با عنایت به ماده قانونی مرقوم در صورتی که زن یا مرد تقاضای طلاق نمایند و تقاضا مورد اجابت دادگاه واقع گردد و حکم به جدایی داده شود ، چون زن مستحق مطالبه تمام مهر است ، اینجا مدعی فقط زوج است که برای عدم پرداخت کل مهریه و تادیه نصف آن به عدم دخول متوسل می شود ، چون در واقع مدعی عدم دخول است اثبات آن نیز بنابر قاعده «البینته علی المدعی» به عهده اوست .
در ماده 53 قانون حمایت خانواده سال 91 تصریح نشده که آیا حکم مذکور ناظر به همسر دائم است یا همسر موقت- در موردی که طرفین توافق بر پرداخت نفقه نموده‌اند را نیز در بر می‌گیرد؟
 دلايل ذيل مويد جنبه جزايي جرم ترك نفقه در مورد زوجه‌ي موقت در صورت توافق طرفين مي‌باشد:
  1. اطلاق عبارت «زن» در صدر ماده 53 قانون حمايت خانواده؛
  2. تصريح ماده مذكور به «امتناع از پرداخت نفقه به افراد واجب‌النفقه»؛ كه با قرارداد مبني بر پرداخت نفقه، زوجه‌ي موقت نيز در شمار افراد واجب‌النفقه قرار مي‌گيرد.
آیا در دعوی طلاق به لحاظ عسر و حرج ، تعیین داور الزامی است یا خیر ؟
به استحضار می رساند قانون (باستناد آیه شریفه 35 سوره نساء) صراحتاً تعیین داور را در همه اقسام طلاق الزامی دانسته است و طلاق به لحاظ عسر و حرج نیز ، هرچند درخواست از ناحیه زوجه باشد ، در اقسام طلاق قرار می گیرد و مستثنی از قاعده کلی نمی باشد و رجوع به داور الزامی است .
آیا میتوان در عقد نکاح موقت زوجه شرط نماید که از زوج ارث ببرد ؟
به استحضار میرساند توافق طرفین در برقراری حق توارث ، موجب ارث بردن زوجین از یکدیگر نخواهد شد ، زیرا ارث از قواعد آمره بوده و اضرار به حق دیگران می باشد و توافق برخلاف آن جایز نیست .
آیا برای ثبت طلاق توسط مرد مهریه باید کامل پرداخت گردد یا با حکم اعسار نیز طلاق ثبت می گردد ؟
مطابق با ماده 29 قانون حمایت از خانواده مصوب 1/12/91 « ... ثبت طلاق موکول به تأدیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکومٌ ‌‌ به نیز ثبت می ‌ شود. در هرحال، هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می ‌ تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند»
بنابراین موارد ثبت طلاق عبارتند از :
1)       تادیه حقوق مالی زوجه
2)      رضایت زوجه
3)     اعسار و تقسیط محکوم به
حق حبس چیست ؟ آیا حق حبس فقط برای زن متصور است ؟ منظور از تمکین در حق حبس چه تمکینی است ؟
به استحضار می رساند : حسب ماده 1082 قانون مدنی به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی در آن بنماید . لذا برای مرد حق حبس متصور نیست ، به نحوی که زن غیر مدخوله نیز در صورت وقوع طلاق و جدایی می تواند نصف مهر را دریافت نماید ، لیکن مطابق با ماده 1085 قانون مدنی ، زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع نماید ، مشروط براینکه مهر حال باشد ، به علاوه این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود و اعسار شوهر مانع استفاده زوجه از حق حبس نمی باشد . برخی از حقوقدانان مانند جناب آقای دکتر کاتوزیان عقیده دارند مقصود ماده 1085 از "ایفای وظایفی که زن در مقابل شوهر دارد" فقط تمکین خاص است ولی برخی از حقوقدانان اعتقاد دارند که هم تمکین خاص و هم تمکین عام هردو مدنظر قانونگذار بوده و زن در اینصورت می تواند به خانه شوهر هم نرود . بدیهی است که شوهر نمیتواند پرداخت مهر را منوط و موکول به تمکین زوجه نماید .
همانطور که ذکر نمودید تعیین داور در طلاق الزامی است ، حال در صورت عدم معرفی داور توسط یکی از زوجین پس از دستور دادگاه ، تکلیف طرف دیگر چیست ؟
به استحضار میرساند اگر یکی از طرفین پس از دستور دادگاه از معرفی داور امتناع نماید یا داور تعین شده از همکاری خودداری نماید دادگاه خود راساً نسبت به انتخاب داور طرف ممتنع اقدام خواهد نمود .
زنا با زنی که در عده است آیا موجب حرمت ابدی می شود؟
به استحضار میرساند به شرح ماده 1054 قانون مدنی " زنای با زن شوهردار یا زنی که در عده رجعیه است موجب حرمت ابدی است .
از مفهوم مخالف ماده فوق چنین بر می آید که زنا با زنی که در عده وفات یا عده طلاق بائن است موجب حرمت ابدی نمی شود .
زنی که به سن قانونی برای ازدواج رسیده است میتواند ضمن عقد نکاح به عقد خارج لازم دیگری شرط یا شروطی نماید که در صورت تحقق آنها از وکالت استفاده نماید ؟
به استحضار می رساند با توجه به ماده 1119 قانون مدنی ، طرفین عقد ازدواج می توانند هرشرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد را در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگری بنمایند . مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات و تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه سازد .
اگر زوجه تقاضای طلاق به لحاظ عسر و حرج را از دادگاه بنماید و حکم به بطلان دعوی صادر و قطعی شود ، در آینده مجدداً می تواند دادخواست طلاق را مطرح نماید یا خیر ؟
به استحضار میرساند مطابق با ماده 1130 قانون مدنی در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد ، می تواند به حاکم رجوع و تقاضای طلاق نماید . در فرض سؤال صدور حکم قبلی رد یا بطلان دعوی طلاق به لحاظ عسر و حرج به این جهت که عسر و حرج امری حادث است ، مانع از طرح دعوی مجدد طلاق در آینده نبوده و موضوع اعتبار قضیه محکوم بها را ندارد .
جهت استفاده از وکالت در طلاق در خصوص شرط مربوط به نفقه مندرج عقدنامه ، آیا مستقیم باید دادخواست طلاق را به دادگاه تقدیم نمود یا نفقه باید ابتدا مورد مطالبه قرار گیرد ؟
به استحضار میرساند اعمال وکالت برای طلاق با توجه به تصریح قانون در مورد شرط ضمن عقد ، منوط به اثبات عدم پرداخت نفقه به مدت شش ماه یا بیشتر و عدم امکان الزام زوج به پرداخت نفقه ، می باشد .لذا زوجه باید قبل از درخواست طلاق دعوی مطالبه نفقه را اقامه و پس از صدور حکم به پرداخت نفقه (حداقل شش ماه) و ابلاغ صحیح به محکوم علیه و متعاقبا انجام اقدامات اجرایی پس از قطعی شدن حکم و صدور اجرائیه و عدم اجرای حکم توسط زوج در مهلت قانونی و احراز عدم امکان استیفا از اموال و دارایی زوج برای دادگاه  ، طرح دعوی طلاق امکانپذیر می باشد .
اگر طبق رای دادگاه حضانت فرزند با مادر یا پدر باشد ولی نامبرده از ملاقات طفل با افراد ذی حق ممانعت بعمل آورد ، تکلیف چیست ؟
مطابق با ماده 41 قانون حمایت از خانواده مصوب 1/12/91 هرگاه دادگاه تشخیص دهد توافقات راجع به ملاقات، حضانت، نگهداری و سایر امور مربوط به طفل برخلاف مصلحت او است یا در صورتی که مسئول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند و یا مانع ملاقات طفل تحت حضانت با اشخاص ذی ‌ حق شود، می ‌تواند در خصوص اموری از قبیل واگذاری امر حضانت به دیگری یا تعیین شخص ناظر با پیش ‌ بینی حدود نظارت وی با رعایت مصلحت طفل تصمیم مقتضی اتخاذ کند.
اگر شوهر منزلی برای زوج تهیه کند که پدر و مادرش نیز در آن منزل ساکن باشند ، آیا زن می نواند به استناد حضور و اقامت پدر و مادر شوهر در آن منزل ، از تمکین خودداری نماید ؟
نظريه شماره 2836/7 مورخ 22/4/1371 اداره حقوقي دادگستري
«بهانه زن به اين كه در خانه پدر و مادر شوهر حاضر به سكونت نيست از موانع مشروع مذكور در ماده 1108 قانون مدني نيست تا به استناد به آن تمكين نكند بلكه اگر زوجه مدعي آن است كه زندگي در خانه پدر و مادر شوهر براي او مخاطره‌آميز يا موجب عسر و حرج و غيرقابل تحمل است و به اين جهت خواهان منزل مستقلي است براي اجراي نظر خود بايد به دادگاه مراجعه و دادگاه پس از رسيدگي،مسكن مناسب را تشخيص و بر اين اساس اتخاذ تصميم نمايد.»
زوج دادخواست طلاق به طرفیت زوجه مطرح می نماید . با توجه به ماده 31 قانون حمایت خانواده مصوب 1/12/1391 که ارائه گواهی پزشک ذی ‌ صلاح درمورد وجود جنین یا عدم آن برای ثبت طلاق الزامی است ، زوجه پس از دستور دادگاه خود را جهت معرفی به آزمایشگاه معرفی ننماید یا زوجه مجهول المکان باشد و نشر آگهی نیز صورت گرفته باشد و زوجه حضور پیدا نکرده باشد ، آیا دادگاه می تواند به دلیل عدم حضور زوجه جهت معرفی به آزمایشگاه رای صادر کند یا باید همچنان منتظر حضور زوجه باشد ؟
به استحضار می رساند در صورتی که پس از ابلاغ اخطاریه ارسالی دادگاه (نشر آگهی نیز ابلاغ قانونی محسوب می گردد) زوجه برای معرفی به آزمایشگاه و معاینه پزشکی بدون عذر موجه حاضر نگردد ، دادگاه عدم حضور زوجه را محمول بر غیر حامل بودن او تشخیص و حسب الاقضاء اتخاذ تصمیم خواهد نمود .
آیا کراهت زوجه از زوج موجب عسر و حرج او می باشد و در اینصورت طلاق امکانپذیر است یا خیر ؟
 به استحضار میرساند کراهت زوجه به تنهایی عنوان عسر و حرج ندارد و نمیتواند مصداق آن باشد ، عسر و حرج مذکور در ماده 1130 قانون مدنی با کراهت مذکور در مورد طلاق خلع و مبارات موضوع مواد 1146 و 1147 قانون مورد بحث متفاوت است ، ولی اگر دادگاه پس از رسیدگی های لازم احراز نماید که نفرت به حدی است که ادامه زوجیت را برای زوجه غیر ممکن می سازد و موجب عسر و حرج زوجه است میتواند برابر با ماده 1130 قانون فوق الذکر اقدام نماید .
آیا جهت انجام طلاق توافقی الزاماً نیاز به اخذ گواهی عدم امکان سازش از دادگاه می باشد ؟
گواهي عدم امكان سازش كه ابتدائاً با قانون حمايت خانواده سال 1353 وارد فرهنگ حقوقي ما شد، پس از انقلاب با تصويب لايحه دادگاه‌هاي مدني خاص سال 60 حذف گرديد سپس در قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب سال 1371 مجمع تشخيص مصلحت نظام حياتي دوباره يافت. پيش از اجراي اين قانون زوجيني كه توافق در طلاق داشتند صرفاً با مراجعه به دفتر ثبت طلاق از يكديگر جدا مي‌شدند. قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق با رويكردي به قانون حمايت خانواده، و در مقتضيات زمان، صدور گواهي عدم امكان سازش از سوي دادگاه را براي مراجعه زوجين در طلاق توافقي به دفاتر طلاق ضروري دانست.
زنی پس از پنج سال از فوت همسرش ، تقاضای مهر از دادگاه کرده است . حال آیا دادگاه بر اساس شاخص سال فوت مهر را حساب می کند یا سال اخذ مهر ؟
به استحضار می رساند با توجه به صراحت ماده 3 آئین نامه اجرایی تبصره ماده 1082 قانون مدنی مصوب 1377 ، در مواردی که مهر زوجه باید از ترکه متوفی پرداخت شود ، تاریخ فوت مبنای محاسبه مهریه قرار می گیرد . 
اگر مهر وجه رایج باشد و زوجه فوت نماید ورثه او حق مطالبه مهر با توجه به تغییرات شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد را دارند یا خیر ؟
به استحضار می رساند ماده 5 آئین نامه اجرایی تبصره ماده 1082 قانون مدنی ، دادگاهها و ادارات ثبت اسناد و املاک را موظف نموده در محاسبه مهریه ، وجه رایج تغییر شاخص قیمت ها را محاسبه نمایند . پس از فوت زوجه نیز ، ورثه وی قائم مقام او محسوب می گردند .
برای صدور اجرائیه ثبتی و توقیف اموال و املاک همسرم از کجا باید اقدام نمایم ؟
ماده 2 آيين‌نامه اجراي مفاد اسناد رسمي لازم‌الاجرا مصوب سال 1387 مقرر مي‌دارد:
«درخواست اجراء مفاد اسناد رسمي از مراجع ذيل به عمل مي‌آيد:
در مورد مهريه و تعهداتي كه ضمن ثبت ازدواج و طلاق و رجوع شده نسبت به اموال منقول و ساير تعهدات (به استثناي غيرمنقول) از دفتري كه سند را تنظيم كرده است و نسبت به اموال غيرمنقول كه در دفتر املاك به ثبت رسيده است از دفتر اسناد رسمي تنظيم كننده سند.»
در صورتی که حق حضانت فرزند با زوجه باشد آیا نامبرده می تواند جهت حضانت و نگهداری فرزند مشترک از پدر فرزند مطالبه اجرت نماید ؟
با توجه به اينكه حضانت طفل تكليف ابوين است بنابراين هيچ يك نمي‌توانند از ديگري بابت حضانت و نگهداري طفل اجرت مطالبه نمايند. ولی زوجه میتواند از دادگاه الزام زوج به پرداخت نفقه آینده فرزند را مطابق با ضوابط قانونی ، تقاضا نماید .
زمانی که زن بخواهد مهریه را از ماترک و اموال همسر که فوت شده است ، دریافت نماید ، ملاک محاسبه مهریه چه تاریخی می باشد ؟ تاریخ فوت یا تاریخ دریافت مهریه ؟
با توجه به ماده 3 آئین نامه اجرایی قانون الحاق یک تبصره به ماده 1082 قانون مدنی ، در مواردي كه مهريه زوجه بايد از تركه زوج متوفي پرداخت شود تاريخ فوت مبناي محاسبه مهريه خواهد بود.
 
آیا مهر زوج غیر دائم عندالمطالبه قابل اخذ است یا خیر ؟ آیا زن میتواند پس از جاری شدن عقد موقت همه مهر خود را از شوهر دریافت نماید ؟
به استحضار می رساند با عنایت به مساله 6 و 7 تحریرالوسیله حضرت امام ج 2 ص 258 حق مطالبه مهر را داشته و از این حیث مثل عقد دائم است . با توجه به رکن بودن مهر در عقد موقت قابل مطالبه بودن آن اولی است و ماده 1077 و 1082 قانون مدنی نیز دلالت بر آن دارد . بنابراین بعد از دخول ، نصف مهر مستقر می شود و چنانچه زوج باقی مدت را بذل کند هرچند مدت باقیمانده زیاد باشد مهر را حسب مورد مذکور باید بپردازد لکن اگر زوج مدت را بذل نکند  و زن تمکین نکند به نسبت عدم تمکین زوجه از میزان مهر کاسته می شود .
آیا زن در ایام عده مستحق دریافت نفقه می باشد یا خیر ؟
به استحضار می رساند مطابق با ماده 1109 قانون مدنی نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر این که طلاق در حال نشوز واقع شده باشد . لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد ، مگر در صورت وجود حمل از شوهر خود که در اینصورت تا زمان وضع حمل ، حق نفقه خواهد داشت .
طلاقی که دادگاه صادر می کند چه نوع طلاقی می باشد ؟ آیا قابل رجوع می باشد یا خیر ؟
طلاقي كه حاكم شرع در دادگاه صادر مي‌كند و زوجه به اذن حاكم طلاق داده مي‌شود طلاق بائن بوده و زوجه حق رجوع ندارد اين نوع طلاق كه آن را ولايي يا قضايي نيز مي‌نامند با احراز عسر و حرج و وفق ماده 1130 قانون مدني يا به علت تخلف زوج از شرايط ضمن عقد صادر مي‌گردد به دليل اقتضاي امر، قابل رجوع بودن طلاق، موجب نقض غرض مي‌شود.
آیا واگذاری حق سکنی به زوجه اگر فقط طی شروط ضمن عقد باشد قابل ترتیب اثر است یا اینکه اگر خارج از شروط ضمن عقد باشد دارای آثار شرعیه و قانونی است ؟
به استحضار می رساند با توجه به مدلول ماده 1114 قانون مدنی شوهر می تواند اختیار تعیین منزل را ضمن وقوع عقد ازدواج و یا بعد از آن به همسر خود بدهد ( نظریه شماره 7/2884 – 17/8/81) از حق اختیار تعیین محل سکونت نباید سوء استفاده شود . محل زندگی مشترک باید متناسب با زندگی و نیازهای خانواده باشد و به قصد اضرار و ایذاء صورت نگیرد ، وگرنه در صورت اختلاف دادگاه تصمیم لازم را اتخاذ می نماید .
آیا طلاق مانند موت زوج ، باعث حال شدن مهریه مؤجل خواهد شد ؟ به عبارت دیگر اگر مهریه مدت‌دار باشد و قبل از حلول اجل، طلاق واقع شود، زن به محض طلاق، حق مطالبه مهریه را دارد یا باید تا زمان حلول اجل، صبر نماید؟
موت شوهر سبب مي‌شود كه مهريه موجل حال بشود ولي طلاق موجب حال شدن مهريه نيست.
 آيت‌اله العظمي جعفر سبحاني
با موت زوج مهريه معجل مي‌شود ولي در فرض طلاق اگر اجل فرا نرسيده باشد زن بايد مهلت دهد.
آيت‌اله العظمي سيد مكارم شيرازي
در بند (الف) از شروط ضمن عقد نکاح مقرر گردیده چنانچه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه نیز تقاضای طلاق ناشی از تخلف زوجه از وظایف همسری یا سوء اخلاق یا رفتار وی نبوده زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید. حال چنانچه زوجه یک باب منزل مسکونی را در زمان زندگی مشترک تحصیل نموده باشد و در زمان تقدیم دادخواست از ناحیه زوجه­اش، نیز در مالکت او (زوج) باشد و در این زمان به لحاظ محکومیت قطعی زوج به پرداخت نفقه در پرونده دیگر و عدم پرداخت محکوم­به از ناحیه زوج، زوجه منزل مسکونی مربوطه را به عنوان اموال محکومٌ­علیه معرفی نماید و در جریان مزایده و قبل از صدور حکم طلاق دو دانگ از شش دانگ پلاک مربوطه در قبال محکومٌ ­له به خریدار ثالث انتقال یابد و تنها چهاردانگ از منزل مسکونی در زمان صدور حکم طلاق در مالکیت زوج باشد، آیا با توجه به مراتب مذکور زوج باید در زمان اجرای صیغه طلاق معادل سه دانگ از منزل مربوطه را که در زمان تقدیم دادخواست در مالکیت وی بوده به زوج منتقل نماید یا آن که دو دانگ از چهاردانگ باقیمانده را به نام او انتقال دهد؟
با توجه به فروش مذکور در سئوال و صدور حکم به محکومیت زوج در قبال شخص ثالث و اجرای این حکم و انتقال دو دانگ از منزل موضوع بحث به شخص ثالث و نهایتاً مشخص ­شدن مالکیت زوج نسبت به چهار­دانگ از منزل، لذا با فرض احراز شرایط مقرر در بند (الف) در وضع حاضر زوج موظف به انتقال دو دانگ از چهاردانگ پلاک مذکور (که مثلاً مالک آن است) به زوجه می­باشد (چرا که در خود شرط نیز مقرر شده است تا نصف دارایی موجود خود را ..».) 
با توجه به ماده 1131 قانون مدنی که علم به حق فسخ و فوریت آن را به دید عرف و عادت محول کرده، آیا زوج می­تواند بعد از گذشت 4 سال از عقد نکاح، ادعای عدم اطلاع از حق فسخ و فوریت آن را نماید و بعد از آن تقضاای فسخ نکاح را مطرح کند؟
تشخیص فوریت در اعمال حق فسخ که در ماده 1131 قانون مدنی به عرف واگذار شده به این معنی است که دادگاه با توجه به اوضاع و احوال قضیه و ادعای مدعی، باید رسیدگی و اتخاذ تصمیم نماید هر چند که با گذشت 4 سال از عقد نکاح، ادعای عدم اطلاع از حق فسخ غیرمعقول به نظر می­رسد مع ذلک اتخاذ تصمیم مقتضی با دادگاه است. 
* نام و نام خانوادگی :
* ایمیل :
تلفن :
* پرسش :
 


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* متن کامنت :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
 - 2226636009121852077 
خیابان شریعتی، بالاتر از میرداماد، کوچه مینا (بالاتر از مترو شریعتی)، پلاک 14، طبقه دوم، واحد 6
مشاوره فقط به صورت حضوری و با تعیین وقت قبلی می باشد.
مشاوره تلفنی مقدور نمی باشد.
نمایش IP بازدیدکنندگان